السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

246

تفسير الميزان ( فارسي )

مكلف ، و يا بفعليت رساندن استعدادهاى او است ، در مورد شفاعت هم مىگوييم : ممكن است خدا مقدر كرده باشد كه همه مردم با ايمان را نجات دهد ، ولى در ظاهر احكامى مقرر كرده ، و براى مخالفت آنها عقابهايى معين نموده ، تا كفار بكفر خود هلاك گردند ، و مؤمنان بوسيله اطاعت به درجات محسنين بالا روند ، و گنه كاران بوسيله شفاعت بان نجاتى كه گفتيم خدا برايشان مقدر كرده برسند ، هر چند كه نجات از بعضى انواع عذابها ، يا بعضى افراد آن باشد ، ولى نسبت به بعضى ديگر از عذابها ، از قبيل حول و وحشت برزخ ، و يا دلهره و فزع روز قيامت را بچشند ، كه در اين صورت هم آن حكمى كه در اول مقرر كرد ، بر طبق عدالت بوده ، و هم برداشتن عقاب از كسانى كه مخالفت كردند عدالت بوده است ، اين بود جواب نقضى از اشكال . و اما جواب حلى آن ، اين است كه برداشته شدن عقاب بوسيله شفاعت ، وقتى مغاير با حكم اولى خداست ، و آن گاه آن سؤال پيش مىآيد كه كداميك عدل است ، و كدام ظلم ؟ كه اين بر طرف شدن عقاب بوسيله شفاعت ، نقض حكم و ضد آن باشد ، و يا نقض آثار و تبعات آن حكم باشد ، آن تبعات و عقابى كه خود خدا معين كرده ، ولى خواننده عزيز توجه فرمود ، كه گفتيم : شفاعت نه نقض اصل حكم است ، نه نقض آن عقوبتى كه براى مخالفت آن حكم معين كرده‌اند ، بلكه شفاعت نسبت به حكم و عقوبت نامبرده ، حكومت دارد ، يعنى مخالفت كننده و نافرمانى كننده را ، از مصداق شمول عقاب بيرون مىكند ، و او را مصداق شمول رحمت ، و يا صفتى ديگر از صفات خداى تعالى ، از قبيل عفو ، و مغفرت ميسازد ، كه يكى از آن صفات احترام گذاشتن بشفيع و تعظيم او است . اشكال دوم دومين اشكالى كه بمسئله شفاعت كرده‌اند ، اينست كه سنت الهيه بر اين جريان يافته ، كه هيچوقت افعال خود را در معرض تخلف و اختلاف قرار ندهد ، و چون حكمى براند ، آن حكم را بيك نسق و در همه مواردش اجراء كند ، و استثنايى بان نزند ، اسباب و مسبباتى هم كه در عالم هست ، بر طبق همين سنت جريان دارد ، هم چنان كه خداى تعالى فرموده : ( هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ، إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ ، إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ ، وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ، اين صراط من است ، و بر من است كه آن را مستقيم نگهدارم ، بدرستى تو بر بندگان من سلطنتى ندارى ، مگر كسى كه خود از گمراهان باشد ، و با پاى خود تو را پيروى كند ، كه جهنم ميعادگاه همه آنان است ) « 1 » ، و نيز فرموده : ( وَأَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً ، فَاتَّبِعُوه ، وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ ، فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِه ،

--> 1 - سوره حجر آيه 43